اسفرورین
 
قالب وبلاگ

بالاخره بعد از پیگیری های بسیار و طی یک اقدام مشارکتی، ساختمان پایگاه اورژانس اسفرورین به بهره برداری رسید. معتقدم استفاده از ظرفیت خیرین، گره بسیاری از مشکلات را باز خواهد کرد. ساختمان اورژانس اسفرورین تجربه موفقی از مشارکت خیرین و دولت است که می توان در پیشبرد سایر پروژه ها استفاده نمود.

این ساختمان در روز هفتم شهریور همزمان با هفته دولت با حضور خیرین محترم، مسئولین اجرایی و شهروندان اسفرورینی افتتاح گردید.

[ سه‌شنبه ۱۳٩٦/٦/۱٤ ] [ ٩:٢٥ ‎ق.ظ ] [ علی فخار سلیمانی ]

    بیش از یک دهه است که در این وبلاگ می نویسم؛ از چی؟ مهم نبود بلکه بیشتر دغدغه هایم را در این فضا با مخاطبین به اشتراک می گذاشتم. مرور پستهایم به سان ورق زدن دفترچه خاطرات و آلبوم زندگی شده بود. گاهی اوقات بازخوانی بعضی پستها چنان برایم تازگی داشت که باور نمی کردم نویسنده آن مطلب خودم بوده باشم.

به هر حال هر چند تکنولوژی این فرصت را برای امثال من ایجاد کرد که بدون واسطه و هزینه رشته های ارتباطی با جامعه ایجاد کنیم ولی غافل شدن از نقاط ضعف آن، باعث خسران هم می شود. چه خسرانی برای یک ژورنالیست از این بالاتر که در دمی متوجه شود که بسیاری از نوشتهایش به واسطه ارتقا و به روزسانی پرشین بلاگ از دست رفته است؟!

متاسفانه آرشیو خیلی پستها از بین رفته است و در ستون آرشیوها بسیاری از ماه ها قابل مشاهده نیست و کاری ام نمی توان کرد. سرویس پشتیبان پرشین بلاگ با ارسال پیامی بعضی از پستهای مفقودی را در آدرس زیر بازیابی نمود.

با سلام واحترام

پیرو بررسی های انجام شده متاسفانه مشکلی برای وبلاگ شما پیش آمده که با تلاش های تیم فنی اطلاعات ان در آدرس زیر بازیابی شدند.

http://esfarvarini.archive.persianblog.ir/

سپاسگزاریم
گروه پشتیبانی پرشین بلاگ

 

[ سه‌شنبه ۱۳٩٦/٦/۱٤ ] [ ٩:٠٢ ‎ق.ظ ] [ علی فخار سلیمانی ]

 

   گذشت یک هفته از حادثه تکان دهنده هنوز از تلخی آن کم نکرده است به میزانی که به هیچ وجه راضی به ترسیم آن در ذهنم نیستم. آتنا کودک دو ساله ای که ظاهرا قربانی سگ های ولگردی شد و البته بعضی انسانهایی با خوی حیوانی در بروز آن نقشی مستقیم ایفا کردند.

در ساعات اولیه چهارشنبه چهاردهم تیرماه در یکی از کوچه پس کوچه های اسفرورین تراژدی اتفاق افتاد که شاید مشابه آن حتی در صفحات مجازی داعش هم کمتر پیدا شود. دختر بچه دو ساله ای مورد هجوم سگ های ولگرد قرار گرفت و صحنه دلخراشی را در مقابل دیدگان  مادر و همسایگان رقم زد. طفل معصوم علی رغم تلاش کادر پزشکی در بیمارستان جان باخت و تمامی اسفرورینی ها را داغدار خود کرد.

حادثه سوالات بی پایانی را در ذهن شهروندان ایجاد کرد عموما سوالاتی بی پاسخ در فضایی که همه خود را بی تقصیر جلوه داده و انگشت اتهام را به دیگری نشانه می روند.

سوالم از ارگانهایی که گاها حس حیوان دوستی آنها از ذات انسان دوستی شان فراتر می رود این است که برای احساسات جریحه دار شده خانواده و مردم چه جوابی دارند.

اصلا متولی سگ های ولگرد کیست؟  شهرداری؟ دامپزشکی؟ محیط زیست؟ بهداشت؟ فرمانداری؟ مردم؟  مگر می شود این همه پراکندگی مسئولیت در یک حادثه اجتماعی وجود داشته باشد. بوروکراسی بیمار گاها باعث چه فجایعی که نمی شود. البته یک حسن بزرگ دارد و آن اینکه هم اکنون هیچ مسئولی خود را مقصر اصلی حادثه نمی داند و شاید عذاب وجدانی هم نداشته باشند.

جالب آنجاست کسانی که تحمل تلف کردن سگ های ولگردی که منبع ده ها بیماری برای جامعه هستند را ندارند و مبدع اصطلاحاتی از قبیل «زنده گیری»، «مرگ با ترحم» و «مرگ بدون درد» و ... هستند چگونه با شنیدن تکه تکه شدن دختر دوساله توسط همین سگ های ولگرد جان به جان آفرین تسلیم نکردند و در سکوت منتظر مشمول گذر زمان شدن حادثه هستند.

سخنی با همشهریان دارم؛ گذشته از تمام بی مسئولیتی ها، بسیاری از این سگ های ولگرد توسط خود مردم در شهر رها شده اند و مصداق اصطلاح «از ماست که بر ماست». پس به خود بیاییم شهر محل زندگی انسان هاست نه محیط جولان حیوانات؛ مسئولیت پذیر باشیم و عواقب رفتارمان را بپذیریم.

سخن آخر اینکه فکر نمی کنم محل بازی کودک دو ساله در داخل کوچه و پس کوچه باشد. یکی از حقوق فرزندان بر والدین مراقبت و حفظ سلامتی شان است. چرا مراقب نیستیم؟

شاید تاثیرگذار ترین نوشته را نویسنده ناشناسی در عکس نوشته ای منتشر کرد:

راستی داشت فراموش میکردم که برخی می گویند «سگ فحش نیست»!!سری به کمپین شان بزنید.

[ سه‌شنبه ۱۳٩٦/٤/٢٠ ] [ ٩:٥٠ ‎ب.ظ ] [ علی فخار سلیمانی ]

در اخبار آمده بود که «استیضاح وزیر آموزش و پرورش رأی نیاورد»

به چندوچون ماجرا در سطح ملی کاری ندارم زیرا رسانه ها به حد کافی درباره آن نوشتند. قصد بر این است که صحت این خبراز منظر استان بررسی نمائیم. هر چند صحت خبر از تریبون خانه ملت قطعی به نظر می رسید ولی این خبر از معدود اخباری بود که بنا بر موقعیت جغرافیایی باید در صحت آن خدشه وارد کرد.

لابد می پرسید چرا؟

به نظر نگارنده در محدوده جغرافیایی استان قزوین اتفاقا استیضاح وزیر رأای آورد آن هم با اتفاق آرا. اصلا چند روز مانده به موعد استیضاح در مجلس، نتیجه آرا در استان قزوین مشخص شد آن زمان که مدیرکل بزرگترین ارگان فرهنگی استان قصد بویین زهرا کرد و با برکناری حاج آقا امامقلی بازی سیاست را به نماینده اصولگرای مجلس باخت. حدس زدن چندوچون معامله زیاد سخت نبود. مدیرکل تن به بازی ناجوانمردانه ای داد که طی آن به نظر می رسید به ازای پس گرفتن امضای عباسپور نماینده بوئین زهرا و آوج از پای نامه استیضاح فانی، قرار بر این شده که حاج آقا خطیب دیگر بویین زهرا نباشد. اقدامی که دل بسیاری از دوستداران دولت تدبیر و امید را به درد آورد و اصلا در صولت این دولت تن دادن به این نوع بازی ها متصور نبود.

اگر اقدام رحیمی معاون اول دولت پاکدستان! در تغییر جهت دار رأی نمایندگان مذموم بود به نظرم این اقدامات در این دولت نیز به هر دلیل شایسته نکوهش می باشد.

به نظرم سالار قاسمی مدتهاست که دیگر سالاری نمی کند و با رسیدن به کرسی ریاست به شدت آلوده محافظه کاری آن هم از نوع افراطی آن شده است. سرخوردگی حامیان دولت در استان به واسطه اقدامات مدیران آن روز به روز بیشتر از پیش می شود  و هر دم از این باغ بری می رسد. اگر این نوع اقدامات از سوی مدیران باقیمانده دولت قبل در استان منتشر شود جای هیچ شکوه و شکایتی نیست ولی این رفتار از اولین مدیر منصوب شده دولت روحانی در استان جای بسی تأسف به بار آورد.

خطیب قربانی شد آن هم به واسطه گنه کردن آهنگری در بلخ. به جرأت می توانم بگویم آن که سربلند از این غائله بیرون آمد کسی نبود جز خطیب امامقلی.

ایام به کام

 

[ شنبه ۱۳٩٤/٤/٦ ] [ ٥:٤٤ ‎ق.ظ ] [ علی فخار سلیمانی ]

مطالبات فرهنگیان دامن مسئولین را در اسفرورین هم می گیرد: ایوب رحیمی معاون سیاسی استاندار که برای شرکت در مراسم روز معلم به اسفرورین آمده بود بعد از مراسم با تجمع چند نفره فرهنگیان اسفرورینی مواجه می شود که پیگیر مطالبات خود بودند و خواستار اقدام مسئولین بودند. شنیده ها حاکی است که ظاهرا جواب آقای معاون به مذاق معلمین خوش نیامده و یکی از آنها زبان به اعتراض گشوده و می گوید: «برای روحانی متاسفم که در دولتش کسی مثل شما مسئول شده و ...» (نقل به مضمون)

زمان برای نماینده نیست: با تغییر دولت، رویکرد بعضی از مسئولین شهر هم دستخوش تحول شده است. موضوع از این قرار است که در یکی از مراسمات بزرگداشت هفته معلم که مهندس رجب رحمانی نماینده شهرستان هم حضور داشته اند؛ علیاری رئیس آموزش و پرورش اسفرورین ضیق وقت را دستاویز قرار داده و مانع از سخنرانی مهندس می شوند. شنیده ها حاکی است که این اقدام علیاری هرچند به مذاق نماینده محترم خوش نیامده ولی مورد استقبال طیف زیادی از همشهریان واقع شده است.

خاطرات گردویی بخشدار: حاشیه های هفته معلم اسفرورین تمامی ندارد. حاج ایرج بخشدار دوست داشتنی اسفرورین در مراسم بزرگداشت مقام معلم خاطره ای نقل کرد که معلمی به بهانه بیرون کشیدن گردو ها از منازل دانش آموزان و استفاده از گردو های خانگی از دانش آموزان می خواهد که با گردو کاردستی درست کنند. معلم که از این ابتکار خود به وجد آمده بود؛ در روز موعود وقتی کاردستی ها آورده شد از هوش سرشارتر بچه ها انگشت به دهان گرفت زیرا همه کاردستی ها با پوسته گردوی بدون مغز ساخته شده بود.

از خاطره بخشدار بگویم و از طنز استاندار نگویم جفاست به مدیر ارشد استان: در حاشیه جلسه شورای اداری استان در 13/2/94 روزبه استاندار بعد از تبریک ایام رو به سالار قاسمی مدیر کل آموزش و پرورش کرد گفت: «یکی از معلمین قبل از شروع سال تحصیلی با مراجعه به اداره اصرار داشت که فقط روزهای سه شنبه و چهارشنبه برایش کلاس گذاشته شود، با دیدن اصرار معلم، مسئول به کنجکاوی افتاده که چرا فقط روزهای سه شنبه و چهار شنبه؟! در جواب معلم اعلام می دارد: چی فکر کردی! با اطلاعات و تحقیق کامل به اینجا آمده ام، تقویم را دیده ام و روزهای سه شنبه و چهارشنبه بیشترین تعطیلات را  دارند و ...»

این پست تقدیم به تمامی فرهنگیان اسفرورینی

هر چند کمی دیر شده ولی

«ایام مبارک»

[ سه‌شنبه ۱۳٩٤/٢/٢٢ ] [ ٩:٠٠ ‎ب.ظ ] [ علی فخار سلیمانی ]
          مطالب قدیمی‌تر >>

.: Weblog Themes By SibTheme :.

درباره وبلاگ

اسفرورینی هستم، اسفرورین شهر من، زادگاه و موطن من. می خواهم از شهرم بنویسم از مردمانش، از نوع زندگی، از نوع روابط بین شان، از سنت هایش، از کوچه و خیابان هایش، از تاریخش و خلاصه از هر چیزی که فکرش را بکنید.
امکانات وب