اسفرورین

 

   گذشت یک هفته از حادثه تکان دهنده هنوز از تلخی آن کم نکرده است به میزانی که به هیچ وجه راضی به ترسیم آن در ذهنم نیستم. آتنا کودک دو ساله ای که ظاهرا قربانی سگ های ولگردی شد و البته بعضی انسانهایی با خوی حیوانی در بروز آن نقشی مستقیم ایفا کردند.

در ساعات اولیه چهارشنبه چهاردهم تیرماه در یکی از کوچه پس کوچه های اسفرورین تراژدی اتفاق افتاد که شاید مشابه آن حتی در صفحات مجازی داعش هم کمتر پیدا شود. دختر بچه دو ساله ای مورد هجوم سگ های ولگرد قرار گرفت و صحنه دلخراشی را در مقابل دیدگان  مادر و همسایگان رقم زد. طفل معصوم علی رغم تلاش کادر پزشکی در بیمارستان جان باخت و تمامی اسفرورینی ها را داغدار خود کرد.

حادثه سوالات بی پایانی را در ذهن شهروندان ایجاد کرد عموما سوالاتی بی پاسخ در فضایی که همه خود را بی تقصیر جلوه داده و انگشت اتهام را به دیگری نشانه می روند.

سوالم از ارگانهایی که گاها حس حیوان دوستی آنها از ذات انسان دوستی شان فراتر می رود این است که برای احساسات جریحه دار شده خانواده و مردم چه جوابی دارند.

اصلا متولی سگ های ولگرد کیست؟  شهرداری؟ دامپزشکی؟ محیط زیست؟ بهداشت؟ فرمانداری؟ مردم؟  مگر می شود این همه پراکندگی مسئولیت در یک حادثه اجتماعی وجود داشته باشد. بوروکراسی بیمار گاها باعث چه فجایعی که نمی شود. البته یک حسن بزرگ دارد و آن اینکه هم اکنون هیچ مسئولی خود را مقصر اصلی حادثه نمی داند و شاید عذاب وجدانی هم نداشته باشند.

جالب آنجاست کسانی که تحمل تلف کردن سگ های ولگردی که منبع ده ها بیماری برای جامعه هستند را ندارند و مبدع اصطلاحاتی از قبیل «زنده گیری»، «مرگ با ترحم» و «مرگ بدون درد» و ... هستند چگونه با شنیدن تکه تکه شدن دختر دوساله توسط همین سگ های ولگرد جان به جان آفرین تسلیم نکردند و در سکوت منتظر مشمول گذر زمان شدن حادثه هستند.

سخنی با همشهریان دارم؛ گذشته از تمام بی مسئولیتی ها، بسیاری از این سگ های ولگرد توسط خود مردم در شهر رها شده اند و مصداق اصطلاح «از ماست که بر ماست». پس به خود بیاییم شهر محل زندگی انسان هاست نه محیط جولان حیوانات؛ مسئولیت پذیر باشیم و عواقب رفتارمان را بپذیریم.

سخن آخر اینکه فکر نمی کنم محل بازی کودک دو ساله در داخل کوچه و پس کوچه باشد. یکی از حقوق فرزندان بر والدین مراقبت و حفظ سلامتی شان است. چرا مراقب نیستیم؟

شاید تاثیرگذار ترین نوشته را نویسنده ناشناسی در عکس نوشته ای منتشر کرد:

راستی داشت فراموش میکردم که برخی می گویند «سگ فحش نیست»!!سری به کمپین شان بزنید.

نوشته شده در سه‌شنبه ۱۳٩٦/٤/٢٠ساعت ٩:٥٠ ‎ب.ظ توسط علی فخار سلیمانی نظرات () |

در اخبار آمده بود که «استیضاح وزیر آموزش و پرورش رأی نیاورد»

به چندوچون ماجرا در سطح ملی کاری ندارم زیرا رسانه ها به حد کافی درباره آن نوشتند. قصد بر این است که صحت این خبراز منظر استان بررسی نمائیم. هر چند صحت خبر از تریبون خانه ملت قطعی به نظر می رسید ولی این خبر از معدود اخباری بود که بنا بر موقعیت جغرافیایی باید در صحت آن خدشه وارد کرد.

لابد می پرسید چرا؟

به نظر نگارنده در محدوده جغرافیایی استان قزوین اتفاقا استیضاح وزیر رأای آورد آن هم با اتفاق آرا. اصلا چند روز مانده به موعد استیضاح در مجلس، نتیجه آرا در استان قزوین مشخص شد آن زمان که مدیرکل بزرگترین ارگان فرهنگی استان قصد بویین زهرا کرد و با برکناری حاج آقا امامقلی بازی سیاست را به نماینده اصولگرای مجلس باخت. حدس زدن چندوچون معامله زیاد سخت نبود. مدیرکل تن به بازی ناجوانمردانه ای داد که طی آن به نظر می رسید به ازای پس گرفتن امضای عباسپور نماینده بوئین زهرا و آوج از پای نامه استیضاح فانی، قرار بر این شده که حاج آقا خطیب دیگر بویین زهرا نباشد. اقدامی که دل بسیاری از دوستداران دولت تدبیر و امید را به درد آورد و اصلا در صولت این دولت تن دادن به این نوع بازی ها متصور نبود.

اگر اقدام رحیمی معاون اول دولت پاکدستان! در تغییر جهت دار رأی نمایندگان مذموم بود به نظرم این اقدامات در این دولت نیز به هر دلیل شایسته نکوهش می باشد.

به نظرم سالار قاسمی مدتهاست که دیگر سالاری نمی کند و با رسیدن به کرسی ریاست به شدت آلوده محافظه کاری آن هم از نوع افراطی آن شده است. سرخوردگی حامیان دولت در استان به واسطه اقدامات مدیران آن روز به روز بیشتر از پیش می شود  و هر دم از این باغ بری می رسد. اگر این نوع اقدامات از سوی مدیران باقیمانده دولت قبل در استان منتشر شود جای هیچ شکوه و شکایتی نیست ولی این رفتار از اولین مدیر منصوب شده دولت روحانی در استان جای بسی تأسف به بار آورد.

خطیب قربانی شد آن هم به واسطه گنه کردن آهنگری در بلخ. به جرأت می توانم بگویم آن که سربلند از این غائله بیرون آمد کسی نبود جز خطیب امامقلی.

ایام به کام

 

نوشته شده در شنبه ۱۳٩٤/٤/٦ساعت ٥:٤٤ ‎ق.ظ توسط علی فخار سلیمانی نظرات () |

مطالبات فرهنگیان دامن مسئولین را در اسفرورین هم می گیرد: ایوب رحیمی معاون سیاسی استاندار که برای شرکت در مراسم روز معلم به اسفرورین آمده بود بعد از مراسم با تجمع چند نفره فرهنگیان اسفرورینی مواجه می شود که پیگیر مطالبات خود بودند و خواستار اقدام مسئولین بودند. شنیده ها حاکی است که ظاهرا جواب آقای معاون به مذاق معلمین خوش نیامده و یکی از آنها زبان به اعتراض گشوده و می گوید: «برای روحانی متاسفم که در دولتش کسی مثل شما مسئول شده و ...» (نقل به مضمون)

زمان برای نماینده نیست: با تغییر دولت، رویکرد بعضی از مسئولین شهر هم دستخوش تحول شده است. موضوع از این قرار است که در یکی از مراسمات بزرگداشت هفته معلم که مهندس رجب رحمانی نماینده شهرستان هم حضور داشته اند؛ علیاری رئیس آموزش و پرورش اسفرورین ضیق وقت را دستاویز قرار داده و مانع از سخنرانی مهندس می شوند. شنیده ها حاکی است که این اقدام علیاری هرچند به مذاق نماینده محترم خوش نیامده ولی مورد استقبال طیف زیادی از همشهریان واقع شده است.

خاطرات گردویی بخشدار: حاشیه های هفته معلم اسفرورین تمامی ندارد. حاج ایرج بخشدار دوست داشتنی اسفرورین در مراسم بزرگداشت مقام معلم خاطره ای نقل کرد که معلمی به بهانه بیرون کشیدن گردو ها از منازل دانش آموزان و استفاده از گردو های خانگی از دانش آموزان می خواهد که با گردو کاردستی درست کنند. معلم که از این ابتکار خود به وجد آمده بود؛ در روز موعود وقتی کاردستی ها آورده شد از هوش سرشارتر بچه ها انگشت به دهان گرفت زیرا همه کاردستی ها با پوسته گردوی بدون مغز ساخته شده بود.

از خاطره بخشدار بگویم و از طنز استاندار نگویم جفاست به مدیر ارشد استان: در حاشیه جلسه شورای اداری استان در 13/2/94 روزبه استاندار بعد از تبریک ایام رو به سالار قاسمی مدیر کل آموزش و پرورش کرد گفت: «یکی از معلمین قبل از شروع سال تحصیلی با مراجعه به اداره اصرار داشت که فقط روزهای سه شنبه و چهارشنبه برایش کلاس گذاشته شود، با دیدن اصرار معلم، مسئول به کنجکاوی افتاده که چرا فقط روزهای سه شنبه و چهار شنبه؟! در جواب معلم اعلام می دارد: چی فکر کردی! با اطلاعات و تحقیق کامل به اینجا آمده ام، تقویم را دیده ام و روزهای سه شنبه و چهارشنبه بیشترین تعطیلات را  دارند و ...»

این پست تقدیم به تمامی فرهنگیان اسفرورینی

هر چند کمی دیر شده ولی

«ایام مبارک»

نوشته شده در سه‌شنبه ۱۳٩٤/٢/٢٢ساعت ٩:٠٠ ‎ب.ظ توسط علی فخار سلیمانی نظرات () |

لطفعلی عسگری جانباز، آزاده اسفرورینی شهید شد

خبر را در اینجاها پیگیری نمائید:

نگاه ماندگار

تولدی دیگر

اسفرورین امروز

اسفرورین، یادگار تمدن ماد

عباس شفیعی مفا

تاک پرس

پایگاه خبری تاکستان

پایگاه خبری تاکستان 2

نوشته شده در سه‌شنبه ۱۳٩٤/۱/٢٥ساعت ٩:٢٦ ‎ق.ظ توسط علی فخار سلیمانی نظرات () |

ساعت 18:35 روز دهم فروردین ماه طی یک تماس تلفنی از حادثه ای با مضمون «سیل، طوفان و گردباد» در اسفرورین مطلع شدم. با کسب اطلاعات تکمیلی پی به حادثه ای جدی بردم. با تماس صادقی شاد از شورای اسفرورین -که درخواست اعزام عوامل امدادی را داشتند- از وسعت حادثه اطلاعاتی کسب کردم.  بلافاصله بر حسب وظیفه شغلی در حوزه درمان به اتفاق یکی از همکاران به سمت خانه پدری حرکت کردم. اخبار دریافتی حاکی از گردبادی سهمگین در منطقه بود. با دریافت اطلاعات اولیه از اولین گروه های اورژانس که تنها دقایقی پس از حادثه در سطح شهر حاضر شده بودند علاوه بر اعزام تیم های اورژانسی پشتیبان از سایر نقاط استان، طی تماس های تلفنی با هلال احمر استان و اداره کل مدیریت بحران استان و بیمارستان های تاکستان و شهیدرجایی ضمن اطلاع رسانی خواستار اقدامات لازم را نمودم.

    در بدو ورود به اسفرورین آنچه توجه ام را جلب کرد چهره های بهت انگیز همشهریان بود که به صورت کنجکاوانه به تیرهای برق شکسته شده، دیوارهای ریخته شده، سقف های برده شده، درختان کنده شده و ... نظاره می کردند و هر یک مشاهدات خود را عنوان می کردند. برق، آب و گاز شهر قطع و تلفن ها با اختلال جدی مواجه بود. خود را به مرکز بهداشتی درمانی اسفرورین رساندم افراد آسیب دیده خود را به درمانگاه رسانده در آنجا پس از دریافت درمان های اولیه به وسیله آمبولانس به بیمارستان تاکستان منتقل می شدند. هرچند قطع برق اختلال جدی در ارائه خدمات درمانگاه ایجاد کرده بود که با استفاده  از خودروی نجات هلال احمر تا حدی رفع مشکل شد.

از لوشکان نیز اخباری دریافت گردید که آسیب جدی بوده آمبولانس ها اعزام شدند  و مصدومین به درمانگاه منتقل شدند.

رضا محمدی خبرنگار افتخاری صداوسیما زحمات فراوانی در مستندسازی و تهیه گزارش از آسیب دیدگان و مسئولین حاضر می نمود.

جهت هماهنگی بعدی به سمت شهرداری حرکت کردم که رویت چهره های سیاسی استان و شهرستان مانند حاج امیر طاهرخانی، محمد علیخانی، مهندس رجب رحمانی، رضا رحمانی و ... برایم جالب بود ظاهرا در زمان حادثه در مجلسی حضور داشته و دیگر شهر را ترک نکرده بودند.

محمد علیخانی از عدم حضور فرماندار و تشکیل نشدن ستاد بحران شهرستان انتقاد داشتند و توصیه به انعکاس و پوشش خبری حادثه داشتند. قیضی شورای شهر در جلسه ستاد بحران بخش از عدم حضور بعضی مسئولین در منطقه به شدت معترض بود.

حاج ایرج بخشدار سعی وافر داشت که کفه ترازو را به نفع مردم و مسئولین اجرایی متعادل نگه دارد.

در شب اول 77 نفر مصدوم به بیمارستان ها اعزام شدند و متعجب از زیرنویس شبکه خبر که در همان ساعات اولیه حادثه تعداد 86 نفر از مجروحین ارائه می داد. به هر حال ارائه آمارهای متفاوت یکی از مشکلات جدی مدیریت بحران در کشور است.

خوشبختانه حادثه تلفات جانی نداشت و تمامی مصدومین در زمان تنظیم این پست (ساعت 21:30 دوازدهم فروردین) به جز یک نفر از بیمارستان ها ترخیص شده بودند.

اما درس آموخته ها:

  • زیرساخت های شهر به شدت ضعیف است. در حادثه ای با این سطح قطع آب، برق و گاز و اختلال در خطوط تلفن همراه قابل توجه است.
  • عدم پیش بینی راهکارهای جایگزین در صورت قطع شریانهای حیاتی نیز چیزی نیست که بتوان از آن چشم پوشی کرد. از منازل مسکونی که صرف نظر کنیم ارگانهای حساس مانند بخشداری، شهرداری، درمانگاه و ...که در چنین مواقعی باید استمرار خدمات داشته باشند خود در خاموشی بودند و از سیستم برق و آب اضطراری محروم بودند. این نشان از آن دارد که چقدر اصل پیشگیری و آمادگی مدیریت بحران در این شهر مغفول مانده است.
  • مهارت کمک های اولیه و خود امدادی در کشورهای توسعه یافته یکی از آموزش های الزامی در دوران تحصیل و عامه مردم است ولی در این مرز و بوم حتی در ردیف آموزش هایی مانند گلیم بافی، خیاطی و نقاشی و ... هم مورد توجه قرار نمی گیرد و قاطبه مردم محروم از آن.
  • نکات دیگری هم هست که با توجه به تعلق خاطری که به شهرم و مردمانش دارم از بیان آن خودداری می کنم.

به هر حال باید شکرگزار پروردگار بود که در گردبادی که خودروها و تیرهای آهن را ده ها متر جابجا کرده هیچ جانی را نستاند.

نوشته شده در چهارشنبه ۱۳٩٤/۱/۱٢ساعت ۸:۳۱ ‎ب.ظ توسط علی فخار سلیمانی نظرات () |

Design By : Mihantheme