اسفرورین
 
قالب وبلاگ

در روز سقوط هواپیما به اتفاق همکاران به سرعت جهت کمک به مجروحین احتمالی به سر صحنه سقوط رفتیم. صحنه هایی را دیدم که دل هر جنبده ای را بدرد می آورد. بگذارم و بگذرم نمی خواهم در مورد این جور صحنه های دردناک بنویسم که اگر قصد این بود صحنه های بسیار دلخراشتر را روزانه در جاده های استان شاهدم و می توانستم وبلاگم را روزانه به روز نمایم.

 در راه برگشت یکی از اهالی جنت آباد سوار خودرو ما شد. در راه وقتی که خبر رادیو از تعداد و ترکیب کشته شدگان خبر می داد با تعجب از ما پرسید «مگر زن و بچه هم سوار هواپیما می شوند ...؟!»

این فرد سی چند ساله که به احتمال قریب به یقین از افراد سرآمد روستای جنت آباد آن هم در بیخ گوش مرکز استان نیز بود چنان از امری بدیهی بی خبر بود که درون انسان را به درد می آورد. از این قبیل افراد در اسفرورین خودمان نیز کم نیستند بنده خود شاهدم که بسیاری از افراد قشر به قول خود فرهیخته اسفرورینی در سال حتی یگ برگ کتاب که سهل است یک برگ روزنامه نیز نمی خوانند و متاسفانه بعضی از اینها در امر تربیت نسل آینده نیز هستند ...

باز بگذارم و بگذرم! پیش خود گفتم از چنین انسانهای بیخبر چه انتظاری می شود داشت  که در مورد مسائل پیچیده ای چون انتخابات تصمیمات مهم بگیرند . از اینان چگونه می شود انتظار داشت که در این عالم شلم شوربای سیاست سره را از ناسره تشخیص دهند و شاید این عیب دموکراسی است که رای چون منی با رای یک استاد دانشگاه و دکتر و ... در یک سبد ریخته شده و به یک میزان شمرده می شود.

[ پنجشنبه ۱۳۸۸/٥/۱ ] [ ٧:۳٢ ‎ب.ظ ] [ علی فخار سلیمانی ]
.: Weblog Themes By SibTheme :.

درباره وبلاگ

اسفرورینی هستم، اسفرورین شهر من، زادگاه و موطن من. می خواهم از شهرم بنویسم از مردمانش، از نوع زندگی، از نوع روابط بین شان، از سنت هایش، از کوچه و خیابان هایش، از تاریخش و خلاصه از هر چیزی که فکرش را بکنید.
امکانات وب