اسفرورین
 
قالب وبلاگ

دوستی که تقریبا غبار پیری بر رخسارش نشسته _نمی دانم این پیری به علت گذر زمان بوده یا درد و رنج زحمت و یا توام_ در محفلی این حقیر را لایق درد دل یافته بود.

گفتم: چه خبر؟

فرمود: خدا را شکر اوضاع بر وفق مراد است.

گفتم: از وضع زراعت و کشاورزی و برداشت محصولات چه خبر؟

گفت: بد نیست فقط  چند نفری که در منطقه ما (رامند) جالیز کشت کرده بودند فراری شده اند و از فرط خیرخواهی آش را باجاش برای کارگران مزد بگیری که در آن کار می کردند گذاشته اند و رفته اند ولی این کارگران با بی حیایی تمام طلبکار هم هستند.

از ایشان از دوستی مشترک پرسیدم، گفت: او که همیشه سرش به حساب بود امسال تیرش به سنگ خورد. سپس ادامه داد که ایشان پیش بینی کرده بود با توجه به اینکه امسال سرما میوه های درختی را از بین برده، سیفی جات باید بازار خوبی داشته باشد و رفت و چند هکتاری خیار کاشت.

گفتم: خب! پیش بینی درستی که بوده مگه حالا چی شده. گفت: هیچی! ناشکره دیگه! ماشالله یک کارتون خیار می چینه که 30 یا 40 کیلویی در میاد که فقط 500 تومنش پول کارتنشه، 1000 تومنی کارگر میگیره تا خیارو بچینه، 800 تومنی راننده محترم میگیره، تا بازار ببره و اونجا حجره دارها با هزار یک ناز و کرشمه خیارو به قیمت 50 الی 70 تومن ازش می خرند.

گفتم: بابا حق داره ناراحت باشه این که همش ضرره.

گفت: بابا کجای کاری، مبلغی وام مضاربه گرفته میزنه تنگش ضرر نمی کنه!

گفتگوی ما به خربزه و خیار محدود نشد و ایشان از وضع گندم و جو و گوجه فرنگی و کم آبی و... گفت و گفت تا دلش خالی شد.

 گفتم:تو که گفتی اوضاع بر وفق مراده ولی هر چه که گفتی همش درد و مشکلات بود.

گفت: آره دیگه! اینها که همش ضرر بود ولی خدارو شکر که سهام عدالتی در کار هست که میخاند به ما بدند وگرنه معلوم نبود با این اوضاع احوال زراعت، چه جوری باید زندگی می کردیم!  

چند روزی است که با خودم کلنجار می روم فلسفه وجودی جهادکشاورزی و وزارت بازرگانی و ... در چیست؟ آیا اینها ذره ای درباره این اوضاع احوال خود را مسئول می دانند؟ آیا گوش شان با واژه های تنظیم بازار و  خرید تضمینی محصولات کشاورزان آشنایی دارد؟ آن از حمایت هایشان در دوره کشت که تمام سموم و کود های مورد نیاز بعد از مرگ سهراب می رسد و این اوضاع زمان برداشت که خیلی از زارعان از اینکه محصول خود را به رایگان بدهند و چیزی از جیب روی آن نگذارند احساس رضایت می کنند. در همین احوال بودم، نمی دانم چرا یاد اعلامیه ای از وزارت بازرگانی در زمان طاغوت افتادم که در جایی خوانده بودم و باز نمی دانم چه ربطی به مطلب حاضر دارد، اعلامیه ای با این مضمون:

«برای رعایت حال مصرف کنندگان ایرانی که  در برابر تولیدکنندگان داخلی! استثمار نشوند، ورود یک مقدار اقلامی را که مشابهش را در ایران نمی توانند تولید کنند!! آزاد کردیم،»

در آخر جهت تسکین خودم گفتم خدا را شکر با این سختی ها باز مردم احساس رضایت می کنند و گرنه در چند ماه گذشته که بر عملکرد مسئولین مهر تایید نمی زدند.

[ چهارشنبه ۱۳۸۸/٦/٢٥ ] [ ٩:٤٦ ‎ق.ظ ] [ علی فخار سلیمانی ]
.: Weblog Themes By SibTheme :.

درباره وبلاگ

اسفرورینی هستم، اسفرورین شهر من، زادگاه و موطن من. می خواهم از شهرم بنویسم از مردمانش، از نوع زندگی، از نوع روابط بین شان، از سنت هایش، از کوچه و خیابان هایش، از تاریخش و خلاصه از هر چیزی که فکرش را بکنید.
امکانات وب