اسفرورین
 
قالب وبلاگ

هفته گذشته  آقای ... به قصد همگرایی بیشتر مسئولین شهر با نماینده محترم شهرستان در مجلس شورای اسلامی مهمانیی ترتیب داده بود.  با توجه به خودروهای پلاک سفید و قرمزی که در جلوی درب منزل میزبان پارک شده بود می شد حدس زد که میزبان هیج جناح و مسئولی را در بخش بی دعوت نگذاشته است.

 در ابتدای ضیافت شام  یکی از اعضای شورا سوالی را از نماینده می پرسند و ایشان نیز مشغول جواب به پرسش ایشان. در همین حین بخشدار محترم نیز وارد مهمانی می شوند.  سفره شام پهن می شود همه مشغول صرف نعمات خدا ولی مسئول اجرایی بخش مشغول خون دل خوردن، و در این فکر که چرا از حاج امیر جهت سخنرانی دعوت شده ولی از این خادم ملت فقط جهت شرکت در ضیافت. خلاصه بعد از کلی کلنجار رفتن با خویشتن تصمیم کبری ر ا می گیرد و بلافاصله بعد از تجمیع سفره، بنام خدا گفته و رشته سخن را بدست می گیرد.

نماینده محترم نیز از این حرکت دلخور گشته و ناراحت از میزبان و دوستانی که جرات نمی کنند تذکری کوچک به این بنده از همه جا بی خبر بدهند و ایشان را از عالم وهم و گمان خارج نمایند تا ایشان بدانند:

اولا کسی سخنرانی نکرده است تا ایشان خیال کنند از قافله عقب مانده اند.

ثانیا کیست که نداند که اگر در چنین جلسه ای کسی باید سخنرانی نماید آن بالاترین مقام حاضر در جلسه است که کسی نبوده جز نماینده محترم و بخشدار فقط می توانست گزارشی از وضعیت بخش به سمع نظر نماینده برساند.

ولی این حرکت نشان می دهد که باز اولا بخشدار اسفرورین به جه میزان از سعه صدر برخوردار است و ثانیا گزارشات خود را به چه کسانی در محفل های شبانه ارائه می دهد.

و....

[ چهارشنبه ۱۳۸۸/٩/۱۸ ] [ ٦:۱٥ ‎ب.ظ ] [ علی فخار سلیمانی ]
.: Weblog Themes By SibTheme :.

درباره وبلاگ

اسفرورینی هستم، اسفرورین شهر من، زادگاه و موطن من. می خواهم از شهرم بنویسم از مردمانش، از نوع زندگی، از نوع روابط بین شان، از سنت هایش، از کوچه و خیابان هایش، از تاریخش و خلاصه از هر چیزی که فکرش را بکنید.
امکانات وب