اسفرورین
 
قالب وبلاگ

سال 75 بود که توفیق نصیبم شد و  پای حقیر به هیاتی باز شد که مزین به عنوان «هیات رزمندگان اسفرورین» بود. هیاتی که متولیانش سعی وافر داشتند که کار سیاسی نکنند هر چند گهگاه رشته امور از کف می رفت و اقداماتی با شائبه سیاسی صورت می گرفت.

هیات متشکل از رزمندگان اسفرورینی بود که زمانهایی کوتاه یا طولانی را در جبهه های 8 سال دفاع مقدس گذرانده بودند و یا  افرادی مانند نگارنده این سطور از خانواده ای برخاسته بودند که عنوان ایثارگری را یدک می کشیدند و هیات را محفلی یافته بودند تا دردهای مشترک خود را به درددلی تسکین دهند.

اهالی این هیات با مداحی بسیجی قدیمی حسن آقا ارکیان عزاداری می کرد و با کشکول گدایی احمدعلی مهدوی نیا(پیشلنگ سابق) دعا می کرد و با شعارهای شعارگوی قهار اسفرورینی آقا یوسف پیری مشت بر دهان استکبار و ایادیش می زد و با نقالی آقا داود رمضانی از جبهه و جنگ تجدید خاطره می کرد، و در زمانه ای که هر کسی در پی منفعتی برچسب هایی با تیتر شیخ قدرتی و مشارکتی و کارگزارانی و... به خود می زد در انتخابات های گوناگون اعضای هیات جملگی ناظرین شورای نگهبانی بودند که به زحمت کادر خود را تکمیل می کرد. اینها و بسیاری از عناوین دیگر شناسنامه «هیات رزمندگان اسفرورین» می باشد.

اما چند وقتی است که اخباری بگوش می رسد که تعدادی از دوستان همشهری که حتی خدمت نظام وظیفه خویش را به ترفندی زیرآبی رفته اند هیاتی را راه انداخته اند  و تابلوی «هیات رزمندگان اسفرورین» را بر سر در خویش نصب کرده اند و غالب رزمندگان همشهری را دل آزرده نموده اند. بسیار کنکاش کردم ولی متاسفانه تاکنون دلیل امر برمن و کثیری از دوستان هم هیاتی قدیمی روشن نگردیده است.

امید دارم که مسئولین مذهبی و فرهنگی شهر که ظاهرا از دور دستی بر آتش دارند چنانچه نیتی خیر دارند اقدامی عاجل نموده و هرچه زودتر دفع ضرر نمایند.   

[ یکشنبه ۱۳۸۸/۱٢/٢ ] [ ۱٠:٤۱ ‎ب.ظ ] [ علی فخار سلیمانی ]
.: Weblog Themes By SibTheme :.

درباره وبلاگ

اسفرورینی هستم، اسفرورین شهر من، زادگاه و موطن من. می خواهم از شهرم بنویسم از مردمانش، از نوع زندگی، از نوع روابط بین شان، از سنت هایش، از کوچه و خیابان هایش، از تاریخش و خلاصه از هر چیزی که فکرش را بکنید.
امکانات وب