اسفرورین
 
قالب وبلاگ

در این سالهای اخیر شاید تنها شعر و آوازی که حقیر را در این ایام نزدیک تحویل سال به عالم خلسه می برد ترانه «بوی عید» زنده یاد فرهاد بوده است. از دلایل این تاثیرگذاری یکی این را یافته ام که در کلمه کلمه این قطعه تمام آن چیزایی است که امثال من در آن دوران در موسم بهار و نوروز با آن حال می کردیم و شاید تنها قطعه ای است که همه آن کلیات و جرئیات نوروز قدیم را مدنظر قرار داده است. واقعا چرا وقتی که سن بالاتر می رود عید آن رنگ و بو دوران کودکی و نوجوانی را ندارد؟   

بوی عیدی، بوی توپ، بوی کاغذ رنگی
بوی تند ماهی دودی وسط سفره نو
بوی یاس جانماز ترمه مادربزرگ

با اینا زمستونو سر میکنم...
با اینا خستگیمو در میکنم ...

شادی شکستن قلک پول
وحشت کم شدن سکه عیدی از شمردن زیاد
بوی اسکناس تا نخورده لای کتاب
فکر قاشق زدن یه دختر چادر سیاه
شوق یک خیز بلند از روی بته های نور
برق کفش جفت شده تو گنجه ها

 با اینا زمستونو سر میکنم...
با اینا خستگیمو در میکنم ...


عشق یک ستاره ساختن با دولک
ترس ناتموم گذاشتن جریمه های عید مدرسه
بوی گل محمدی که خشک شده لای کتاب.
بوی باغچه، بوی حوض، عطر خوب نذری
شب جمعه پی فانوس توی کوچه گم شدن
توی جوی لاجوردی هوس یه آبتنی


با اینا زمستونو سر میکنم...
با اینا خستگیمو در میکنم ...

ایام تحویل سال بر شما مبارک

[ پنجشنبه ۱۳۸۸/۱٢/٢٧ ] [ ۱٢:٠٥ ‎ق.ظ ] [ علی فخار سلیمانی ]
.: Weblog Themes By SibTheme :.

درباره وبلاگ

اسفرورینی هستم، اسفرورین شهر من، زادگاه و موطن من. می خواهم از شهرم بنویسم از مردمانش، از نوع زندگی، از نوع روابط بین شان، از سنت هایش، از کوچه و خیابان هایش، از تاریخش و خلاصه از هر چیزی که فکرش را بکنید.
امکانات وب