اسفرورین
 
قالب وبلاگ

انگار ما را با افراط و تفریط سرشته اند، انگار عادت کرده ایم که با بی نمکی اشتهایمان را کور کنیم و یا از شوری و پرنمکی حالت تهوع بگیریم، انگار اصالت و اعتدال از زندگی ما رخت بربسته است و چه اصرار عجیبی داریم که خوشی های زندگی را با تلخی بیامیزیم، می گویید: نه! پس یک نگاهی به این دو پدیده اخیر چهارشنبه سوری و نوروز بیاندازید.

سعی ندارم که این دو آیین را ریشه یابی نمایم بلکه می خواهم برداشت های عامیانه را در کنار واقعیت های موجود بگذارم تا از مقایسه آن در مأخره به مقدمه برسم.

چهارشنبه سوری:

بسیاری این مراسم را میراث ایران باستان و آیین زرتشتی می دانند، هر چند به روایتی زرتشیان آتش را مقدس تر از آن می دانند که از روی آن بپرند و عده ای آن را به بعد ازحمله اعراب به ایران ارتباط می دهند ومعتقدند از آنجاکه چهارشنبه در  نزد اعراب به نحسی رواج داشته ایرانیان با جشن گرفتن این روز بنوعی مخالفت خویش را با اعراب به رخ می کشیدند.

از بعد مذهبی هم اگر به این مراسم نگاه کنیم می بینیم که اکثر قریب به اتفاق مراجع آن را جایز نشمرده اند و مقام معظم رهبری نیز فرموده اند که این مراسم «توجیه شرعی» ندارد.

با بررسی های بیشتر به این نتیجه می رسیم که این مراسم نه ریشه تاریخی قوی دارد و نه از نظر مذهبی پسندیده است. ولی بهر حال در طول قرون متمادی یکسری از عادات و رسوم در شب چهارشنبه آخر سال انجام می شده که اگر منصفانه به آن بنگریم شاید تا حدودی خرافات در لایه هایی از آن یافت شود ولی بالنفسه زیبایی هایی نیز در خود مستور دارد. از جمله عاداتی مانند: پریدن از روی آتش و خواندن شعر «سرخی تو از من ، زردی من از تو»، سال نو- کوزه نو، آجیل مشکل گشا، فال گوشی و گره گشایی، قاشق زنی، شال انداختن.

در کجای این رسوم و عادات سراغی از ترقه بازی و انفجاربمب دست ساز و آتش زدن اموال عمومی و انداختن سیم لاستیک های سوزانده شده بر روی سیم تیر چراغ برق و قطع برق شهر و... وجود دارد.

 جالب است نه؟ چه راحت آن شادی را که می توانیم با قاشق زنی و شال انداختن و... به خانه ها ببریم با رعب و وحشت ناشی از این بی فرهنگی ها جایگزین می کنیم.

عید نوروز:

  نوروز نیز یکی از کهن‌ترین جشن‌های به جا مانده از دوران باستان است و مجمع عمومی سازمان ملل نیز در نشست ۲۳ فوریه ۲۰۱۰ خود،21ماه مارس را به‌عنوان روز جهانی عید نوروز، با ریشهٔ ایرانی به‌رسمیت شناخت و آن را در تقویم خود جای داد. نوروز با شروع بهار و رویش دوباره طبیعت هویت پیدا می کند ، خانواده های ایرانی از قدیم الایام  با «خانه تکانی» به استقبال نوروز می رفتند، از بچگی نوروز را با سفره هفت سین و دید و بازدید و گرفتن  مختصرعیدی از بزرگترها و... می شناختیم.

هر چه کنکاش کردم جایی چیزی نیافتم که شیرینی عید باید از بهترین نوع شیرینی شهر باشد و آن را نیزباید از بهمن ماه سفارش داد.

هر چه کنکاش کردم جایی چیزی نخواندم که باید جهت تهیه لباس عید، ماه اسفند را کامل در بوتیک ها جولان داد تا لباسی تک با مارکی دهان پرکن، آن هم به رنگ سال تهیه کرد.

هر چه کنکاش کردم نقل و قول بزرگی را نشنیدم که باید در آخر سال جهت تغییر دکوراسیون منزل تا خرخره زیر دین بازار مبل و نقاش و بنا رفت.

هر چه کنکاش کردم جایی چیزی نیافتم که در ایام عید و دردیدو بازدیدها برای دو نفر مهمان به اندازه بیست نفر میوه و شیرینی باید روی میز گذاشت.

هر چه کنکاش کردم ...

نتیجه اینکه مراسمی به زیبایی نوروز که باید با شادی آمیخته باشد و با تاسی از طبیعت تعمقی نیز در خویشتن کرده و تحولی در خویش ایجاد کرد و با دید و بازدیدهای ساده نگذاریم مهرها از دل برود، با حاشیه ها و دلمشغولی های کاذب، اسفند را به ماهی سرشار از درد و رنج تبدیل می کنیم _نگاهی گذرا به آمارهای بیماران قلبی و تصادفات در این ماه موید این ادعاست_ و چنان به خود سخت می گیریم که رمقی برای عید باقی نمی ماند.

به امید روزی که دوباره سادگی و ساده زیستن و چگونه زیستن به فرهنگ ایرانی باز گردد.

«ایام به کام»

[ شنبه ۱۳۸۸/۱٢/٢٩ ] [ ٧:۱٠ ‎ب.ظ ] [ علی فخار سلیمانی ]
.: Weblog Themes By SibTheme :.

درباره وبلاگ

اسفرورینی هستم، اسفرورین شهر من، زادگاه و موطن من. می خواهم از شهرم بنویسم از مردمانش، از نوع زندگی، از نوع روابط بین شان، از سنت هایش، از کوچه و خیابان هایش، از تاریخش و خلاصه از هر چیزی که فکرش را بکنید.
امکانات وب