اسفرورین
 
قالب وبلاگ

امروزه یک پسر 18 ساله از تحصیل و ازدواج و ... می تواند بگذرد ولی از خدمت نظام وظیفه نمی تواند شانه خالی کند چون برای داشتن یک هویت حقوقی می بایست کارتی بنام کارت پایان خدمت در جیب داشته باشد.

اما در زمانهای دور رفتن به سربازی به گستردگی الان نبود و اصولا مردم آن روزگار با هزاران ترفند مانند بزرگ گرفتن سجل فرزندان و یا حتی نگرفتن شناسامه برای فرزندان ذکور و... از خدمت نظام وظیفه در می رفتند. اما در عین حال عده ای با شبیخونی مجبور می شدند به خدمت زیر پرچم بروند که از جمله این افراد پدربزرگ مادری و عموی ابوی حقیر بودند که مورد اخیر هرگز به خانه بازنگشت.

سربازی های آن زمان مانند حالا اینقدر ساده و راحت نبود. فرد سرباز از وقتی که به افتخار خدمت زیر پرچم نائل می آمد تا زمان ترخیص از دیدن ولایت و دیدار اقوام محروم بود و اصولا مرخصی معنایی نداشت به همین علت یا ارتباطی بین خانواده و و فرزندان برقرار نبود و یا تنها از طریق ارسال نامه آن هم بسیار محدود از حال و روز همدیگر خبر می گرفتند. بر حسب تصادف از طریق دوست عزیزم آقای قربان یوسفی به یکی از این نامه ها دست یافتم که تقریبا در 77 سال پیش نوشته شده است.

 04643940357450731888.jpg

به تاریخ 3 خرداد 9صفر 1312

حضور محترم خواهر جان مهربانم عرض می شود که زیبنده خانم دعا می رساند.... حمداله زیبا سلام دار است بیداله هم سلام دعای بسیاری برسانید گل افشان خانم را هم دعا و سلام بسیاری بفرستید مریم خانم کربلایی دی دائی مهربانم را دعا سلام بفرمائید و عوض من روبوسی کنید محمدحسن سلام و دعا دهید حسین اکبر فرج طوبا صدف مشهدی عزیز مشهدی ضاله خان اسکندرخان را زیبنده خانم سلام و دعای بسیار بفرستید عرب خان سلام دار است خانم مشهدی خورده سلام دعا برسانیدهمائی را دعا سلام بسیاری برسانید نقرا خانم را دعا سلام برسانید سقرا را دعا سلام برسانید حاج خاطون را سلام دعا برسانید.   زیاده عرض ندارم .

برای من که جالب بود، برای شما چطور؟

[ پنجشنبه ۱۳۸٩/۱/۱٢ ] [ ۱۱:۳۱ ‎ب.ظ ] [ علی فخار سلیمانی ]
.: Weblog Themes By SibTheme :.

درباره وبلاگ

اسفرورینی هستم، اسفرورین شهر من، زادگاه و موطن من. می خواهم از شهرم بنویسم از مردمانش، از نوع زندگی، از نوع روابط بین شان، از سنت هایش، از کوچه و خیابان هایش، از تاریخش و خلاصه از هر چیزی که فکرش را بکنید.
امکانات وب