راست و دوروش باجِ گردن

  •     دوستی می گفت: «راست و دوروش باجِ گردن ولی شنیدم آقا عمران یکی از گزینه های ریاست اداره ارشاد تاکستان هست» گفتم: « خیلی دلشون بخاد لیاقت ایشان در حد مدیرکلی ست نه رئیس اداره یک شهرستان» گفت: « مگه اینکه تو ازش تعریف کنی!!» لحظه ای تعمق کافی بود تا متوجه شوم که این دوست ما پر بیراه نمیگوید! من و عمران گه گداری برای یکدیگر نوشابه ای باز می کنیم!
  •      یکی از اقوام می گفت: «خبر داری یکشنبه شب حاج آقای رئیس شورا میخاد در مراسمی گزارش عملکرد شورا در 6 سال گذشته رو ارائه بده» گفتم: «نه والله خبر ندارم؛ خیلی خوبه، ولی کاش حداقل از مدتی قبل برنامه ریزی می کردند و دعوتنامه هایی ارسال می گردید از اصحاب رسانه دعوت می شد جایگاهی برای بزرگان شهر مدنظر قرار می دادند. دانش آموزان دانشجویان، فرهنگیان و ... دعوت می کردند. پنل پرسش و پاسخ پیش بینی می کردند و ... » مخاطبم ضربه ای به من زد و با قیافه حق به جانبی گفت:« هوی ی کجا با این عجله؟! اینجا اسفرورینه ها ا ا!»
  • در حسرت ثروت می گفت:« خبر داری چند نفر از همین تپه اسفرورین گنج درآورده اند!» گفتم:« نه! جدی می گی؟» گفت:« آره بابا! اون چند نفر چندوقتی است که ناگهان مال و منالی بهم زده اند و تازه جاهای کنده کاری شده روی تپه موجود است» گفتم: «چه عرض کنم در زمانی که هر ارگان و جماعتی به بهانه هایی چون ساختن سوله ورزشی، پارک، فروشگاه، مسجد و ... لودر و بولدوزر به جان تپه تاریخی و هویت بخش ما می اندازند از حفار های غیرقانونی با ابزار بیل و کلنگ که نباید گله کرد.»
/ 2 نظر / 20 بازدید
ح.ر

دوست دارم خبر اولت درست باشه . لیاقتش بیشتر از این حرفاست.باید حمایتش کنیم نه زیر پاشو خالی کنیمو

طاهرخانی

سلام خسته نباشید برای شما و آقای رحیمی فر آرزوی موفقیت دارم .