اتفاق یا انشقاق

  با فرا رسیدن ایام سوگواری سید و سالار شهیدان؛ اسفرورین نیز به سان دیگرجوامع مذهبی رنگ و بوی حسینی به خود گرفته است. در این مقال قصد بر پرداختن به جلوه و نمودی از فرهنگ عزاداری در اسفرورین را دارم که شاید زیاد خوشایند به نظر نرسد.

  فرهنگ عزاداری در اسفرورین داستان خود را دارد. جدای از خلوص نیت و عشق به امام حسین (ع) که در دل هر شیعه پاکباخته ای وجود دارد روش و طریقه عزاداری  همسو با غالب جلوه های فرهنگی! شهر رنگ و بوی محلی و طائفه ای به خود گرفته است به طوریکه دسته جات عزاداری نیز همسو با مساجد طائفه ای شده و با اسامی مانند جوانان عمویی، سلیمانی، اکبری و ... شناخته می شوند. این فرهنگ مذهبی در شهر ما برخلاف ذات و فلسفه عزاداری که باید نوعی همگرایی و اتفاق را باعث شود خود یکی از نمودهای انشقاق و تفرق شده است به طوریکه به عنوان مثال یک عضو از طائفه سلیمانی با اکراه شاید در هیئت عزاداری مثلا صادقی شرکت می نماید و به نوعی اتفاقی نامتعارف در اذهان باقی می گذارد. این تعصب حتی در مداحین این کاروانها نیز خود را به رخ مردم می کشد که مثلا هر طائفه ای باید مداحی از همان قوم و قبیله داشته باشد و در صورت حضور یک مداح ناشناس اگر نگوئیم باعث سرافکندگی تا حدودی باعث شرمندگی است.

در این راستا مثال های فراوانی را می توانم ردیف نمایم و آسیب های موجود را لیست نمایم که به نظر می رسد باید در این بین اقدامی صورت گیرد تا از این وضع خارج شویم معتقدم تا وقتی این نمودهای قومی و محلی در بین اجتماعات ما وجود داشته باشد گامی نه تنها به پیش بلکه به پس نهاده و در خوشبینانه ترین حالت در جا زده ایم. در این راستا سال گذشته دفتر نمازجمعه و مجموعه ای از فعالین حوزه فرهنگی شهر و در رأس آنها امام جمعه محترم به فکر چاره افتادند و چاره را در آن دیدند که در گام اول محلی را به عنوان مکان تجمع عزادارن اسفرورینی تعیین نمایند و از همه دسته جات و کاروانهای سوگواری محله های مختلف شهر خواستند تا ضمن عزاداری مسیر منتهی به این مکان را حرکت کرده و در فضایی مشخص تجمع نمایند تا بعد از اجرای مراسم عزاداری و سینه زنی متفرق شوند. سال گذشته به علت ضعف برنامه ریزی لازم و مقاومت بعضی از هیئت های عزاداری این مراسم در حد مطلوب برگزار نگردید.

  اما از اخباری که از گوشه وکنار شنیده ام چنین به نظر می رسد که فعالین این حوزه در پی برنامه ریزی دقیق تری هستند تا انشاالله این اقدام نیکو امسال جامه عمل به خود پوشیده تا یک جلوه ای از اتفاق و اتحاد در جمع عزاداران حسینی به منصه ظهور برسد. حقیر ضمن اعلام حمایت خویش از این اقدام امیدوارم در برهه ای که همه قلوب به عشق حسین می تپد از لاک تعصبات کور محلی و قبیله ای خارج شده و در جامعه ای به نام نامی «اسفرورین» تولدی دوباره یابیم.

/ 3 نظر / 19 بازدید
صدرا

راستش با مطالبتان موافق نيستم. اگر از بحث در خصوص اين كه تجلي كارناوال و گردهمايي در جاهايي مثل اسفرورين و تقريا همه جاي ايران در عزا ديده مي شود و از حالات ديگرش خبري نيست و ... بگذريم دوست دارم بدانم واقعا چه دليلي وجود دارد كه همش در پي يكپارچه سازي و يكدستي و به قول معروف اشكال استاليني باشيم. تكثرگرايي شيوه پذيرفته جهاني است. الگوي امت واحده در اسفرورين نشدني است و نشدنش نيز غير طبيعي نيست اين كثرت گرايي امري غريزي در جوامع است و هزاران دلايل ديگر. به جاي اين داستان ها بايد تلاش كرد كه در دسته هاي موجود كه شكلي به نسبه "طايفه اي" دارند به سمت "محله اي" شدن بروند تا مخصوصا در محلات جديد چند طايفه اي حركت حول دسته آن محله به سمت همدلي و نزديكي بروند. مثلا دسته محل سرچاه كه چند سالي است شكل گرفته از طايفه هاي مختلف عمويي، مهرعليان و... شكل گرفته و مشكلي هم پيش نيامده. اين الگويي است كه در همه شهرهاي ايران اتفاق افتاده و از آن باكي نيست و خيلي هم مناسب است. آن برنامه مضحك پارينه را هم كه ياد كرديد مضارش بسيار بيش از منافع نداشته اش است. همه مي دانند

مهرعلیان

سلام! آقا صدرا اینم خوب نیست که آدم همیشه مخالف باشه بهتره چیزهای خوبو بگید خوب و بدو بگید بد

مهرعلیان

سلام با نظر اقا صدرا موافقم اگه برای چند لحظه بخوایم بدونه تعصب به قضیه نگاه کنیم(فکر کنیم)اقا این یه واقعیته تجمع دسته های عزا داری تو یه محل تو شهری مثل "اس"مضراتش بیشتر از منفعتشه یه جایی مثل سر تپه که تعذیه هست وفقط یک سوم از دسته ها انتهای عزاداریشون به اونجا ختم میشه یعنی کمتر از نصف جوونا میان اونجا سالی رو به یاد دارید که جوونا با هم دست به یقه نشده باشند و کار به آژان کشی نرسیده باشه ؟؟؟والا من که تواین بیستو هفت هشت سالی که از خدا عمر گرفتم عاشورای بدونه درگیری یاد ندارم البته شدت وضعف داره ولی وجود داره حالا تصور کنید همه بخوان جمع شن یه جا به نظرتون میشه به این راحتیا جمعش کرد؟