خارج از موضوع

در یکی دو دهه پیش از این هم سن و سالان من باید به خاطر داشته باشند که یکی از راه های تشخیص دوشیزه گان و بانوان صورت آرایش نکرده دختران و بزک کرده زنان بود. همین الان هم که به عکس های یادگاری دوران گذشته نگاه می کنم کاملا این قانون نانوشته مشهود است. به روایتی در آن ایام تا پیش از ازدواج دختران مجاز به اصلاح و آرایش به سبک و سیاق زنان نبودند و جامعه نیز قبح ملموسی برای آن درنظر گرفته بود. فلسفه اش چه بود بماند!

در همان ایام هم وقتی صحنه هایی از سریالهای خارجی که در صفحه سیاه و سفید تلویزیون مشخص می شد که دوشیزه ای آرایش کرده خدا بیامرز مادربزرگم کلماتی قصار نثار آکتوریس مدنظر می کرد و دختران فامیل را نهی از تقلید آنان و با توصیف آنان به از دین به دورها اضافه می کرد که چه معنی دارد دختر قبل از عروسی اصلاح و آرایش کند و دلیل اینکه مشک باید خودش ببوید نه اینکه با بزک دوزک گنجشک جای قناری قالب کنی.

تا اینجا رو داشته باشید! حداقل گذر سن من گواهی می دهد که هرچه به سان مورد فوق، مظهری را مذمت کرده ایم چند صباحی بعد خود قدم در آن ردپا گذاشته ایم. اگر زمانی آرایش دختران را نکوهش می کردیم هم اکنون از آن مرحله نیز گذشته ایم و به آسانی فرهنگ ما آغوش خود را برای Boyfriend و girlfriend باز کرده است. اگر زمانی سن ازدواج در آنسوی مرزها بالا نشان داده می شد و تمایل به ازدواج در زنان و مردان در فرنگ و ینگه دنیا به حد صفر خبر داده می شد امروزه خود نیز گرفتار آن شده ایم بی آنکه بدانیم زمانی آن را مذمت می کردیم. نبودش در فرهنگ وطنی و بودنش در فرهنگ فرنگی دلیل سرآمدی فرهنگ شرقی بر فرهنگ غربی می دانستیم. با این وصف و حال چه ضمانتی است که مظاهر زشت امروزی در فرهنگ غربی در سالیانی بعد به فرهنگی پذیرفته در نزد ما تبدیل نگردد.

اما! بهانه این نوشتار زمانی بود که یک همکار روانشناسم که دختری حدودا 30 ساله است چند روزی را به اصطلاح دمق بود بالاخره همکاران دیگر حقیر را مامور کردند که صحبتی بنمایم تا شاید رفع دمقی صورت گیرد. به ایشان روکردم و از علت پریشانی و ناراحتی سوال کردم بعد از مدتی طفره رفتن عنوان کرد: «خواستگاری دارم ایده آل و از همه لحاظ چیزی کم و کسر ندارد خانواده خودم اصرار دارند که با ایشان ازدواج نمایم.» گفتم: «خب اینکه مشکلی نیست در این دوره بی شوهری! اینکه فرجی است در کار شما!!» گفت: «نه تمایل ندارم ازدواج کنم،» گفتم: «اگر کسی دیگر در زندگیتان هست با خانواده در میان بگذارید قطعا قبول خواهند کرد.» گفت: «نه بابا! کسی دیگه ای هم در زندگی ام نیست، من اصلا قصد ازدواج ندارم و از طرفی چند روزی است که به دنبال بهانه ای، عیبی و نقصی از این خواستگارم هستم تا با توسل به آن جواب منفی دهم و دریغ از یک نکته منفی .... راستی می شود کمکم کنید که در طی یک تحقیق یک چیزی پیدا کنم و ...» گفتم: «به درود درد شما از بی دردی است ورنه ....»

در صحنه ای دیگر در نزد فرهیخته ای کسب فیض می کردم و از آمار و ارقام امروزه فرهنگ ایرانی سخن می گفت؛ در قسمتی عنوان کرد که تمایل به ازدواج از دهه قبل در پسران ایرانی رو به افول بود و در سالیان اخیر آمارها نشان می دهد که این عدم تمایل به ازدواج در دختران ایرانی هم تسری پیدا کرده است و بیشتر تمایل به ادامه زندگی مجردی دارند.

خارج از موضوع!! دوستی ازدوستان در سالیانی پیش از این می گفت که ازدواج در ایران «خرید هندوانه بی شرط چاقوست» تازه بعد از خرید ممکن است در نزد مهمان آبرویت را بخرد یا مایه آبروریزی. این هم در راستای پست «چشم عنصر بی گناهی ست !» تی تی همشهری.

/ 9 نظر / 34 بازدید
یکی

سلام میشورد بگویید فرهنگ فرنگ از زمان چه کسی وارد وارد وطن شد ؟ این سوال نوعی استفهام انکاری بود یعنی جوابش را خود میدانم. این فرهنگ (دوست پسر و دوست دختر ) از زمان دولت خاتمی که آزادی را لق لقه ی زبانش کرده بود وارد فرهنگ اسلامی ایران شد از طرفی دیگر همین دولت بدون اینکه فرهتگ استفاده از ماهواره را بیاموزد اجازه مصرف و استفاده داد بدون آنکه به انتهایش بیندیشد آری آزادی شما اصلاح طلبان افراطی کا را به این جا کشاند.

دوست

فخار جان نیامدی نیامدی الانم که اومدی با چه مطالبی اومدی اینهایی که گفتی تو شهر ما که خیلی نمود نداره البته ارادت ما به حضرتعالی همچنان پا برجاست

دوست110

یکی جان در 8سال دولت احمدی نژاد چقدر به فرهنگ اسلامی و حجاب پرداخته شد دیگه این حرفها خیلی خنده دار هست

با سلام به نظرم شاید بسیاری از روابط وانچه که فرهنگ می نامیم بیشتر از انچه که حکم شرع یا دلایل عقلی مستدل پشت رفتارهایمان باشد بیش از حد عرفی هستند . بطور مثال انچه که ما از ان به عنوان حجاب نام می بریم می تواند هم با چادر بدست اید وهم مانتو ویا پوشش های دیگر که در کشورهای اسلامی دیگر رایج است .ولی در اسفرورین خودمان اگر خانومی با مانتو بگرددبه دید دیگر به ان می نگرند . یا همین ابرو برداشتن .ریش گذاشتن در مجالس عزا .سال نگه داشتن .ارتباط دختر وپسر شاید در گذشته ما در اصل نادرست بوده اند ولی چون در عرف برای همه پذیرفته شده است به یک فرهنگ تبدیل شده است . بسیاری از فرهنگ های ما به نادرست شکل گرفته اند .وباید به ماهیت اصلی خود برگردد.

یکی

سلام دوست 110 من اصلا نه خودم رو اصلاح طلب و نه اصول گرا میدونم من مدافع دیدگاه فرهنگی احمدی نژاد نبودم و نیستم اگر دقت کرده باشید در مطلب نوشتم که این مسئله در دولت اصلاحات رواج پیدا کرده و اون رو هم نسبت دادم به اصلاح طلبان افراطی بینی و بین الله یه کم واقع نگر باش و ببین که واقعیت چیه ؟ و با عینک تعصب به موضوع نگاه نکن . با تشکر

طیب سلیمانی

سلام بر شما خیلی وب خوبی دارید اسفرورین شهر بدون پیاده رو اینو خیلی خوب گفتید خوشحال میشم به منم سری بزنید [گل]

بهنام

به یکی گفتند: خربزه و عسل با هم نمی سازند. گفت: حالا که همچین ساختند که دارند منو از وسط برمیدارند. در بعضی از مقاطع تاریخی، برخی چیزها چنان با هم همسویی می کنند که مسلمان نشنود، کافر نبیند. و از مفارقت این چیزها در کنار هم فرهنگی توخالی و عاری از همه چیز پدید می آید. از ماهواره و سریال های جلفش بگیرید تا ارزان بودن لباسهای آنچنانی در مقایسه با قیمت های سرسام آور لباس های به قولی سنگین و رنگین تا همین سریال "کلاه پهلوی" تلویزیون وطنی.