برچسب

  چه راحت برچسب می زنیم! فرقی نمی کند محفل دوستانه باشد یا خانوادگی، یا محفلی اجتماعی وصدالبته محافل سیاسی؛ از وقتی که حرف زدن را یاد گرفتم با واژه «شاه پرست و شاه خواه»، «انقلابی و ضد انقلاب» آشنا شدم، کمی که بزرگتر شدم القاب «مرتجع و لیبرال» به گوشم خورد خوب به یاد دارم که از خدابیامرز پدرم از معنی لیبرال پرسیدم که ایشان در جواب گفت:«معنی اش را نمیدونم ولی اینها جزء طرفداران بازرگان هستند!».

با شروع دوران مدرسه با واژه های مانند «مجاهد، منافق و حزب الهی» اُخت شدم، هر چند هفته ای و ماهی معلم یک کلاس بی سروصدا عوض می شد و حرف های درگوشی حاکی از آن بود که معلم قبلی جزء منافقین بوده و الان دیگر نیست. در دوران ابتدایی و راهنمایی بودم که برچسب «ضدولایت فقیه» را هم تجربه کردیم و مرگ را نثارش می کردیم؛  جلوتر که آمدیم سالها با عناوین «خودی و غیرخودی» حال می کردیم و یواش یواش برچسب های پوششی جای صفات اینچنینی را می گرفت. عده ای «سرخ پوش و خاکستری پوش» شدند و عده ای دیگر در مقابل مثلا بدعت گذاران عنان از کف بریده و «کفن پوش» شدند و فریاد وااسلاما سر می دادند. صدالبته در همین ایام بود که در مقابل «رأفت اسلامی»، مبانی فقهی «خشونت» تئوریزه می شد و در مقابل «جنگ تمدنها»،  «گفتگوی تمدنها» را برکشیدیم و ...

به حال که نزدیکتر شدیم  اصول جای اصلاح را گرفت و البته گروهی به زعم خود «اصول و اصلاح» را در یکدیگر درآمیخته و ملغمه ای ساختند و با دیدن هاله نور برچسب «انحراف و انحرافی» را به خود الصاق کردند. هر چند عده ای در همین ایام «فتنه گر» شدند و صد البته معدودی «رفیق فتنه» و کثیری «ساکت فتنه» و «ناظر فتنه» و امروزه «کاسب فتنه» هم به ویترین برچسب های انقلاب افزوده شده است. با این همه دقت باز برچسب های بزرگی را فراموش کردم مگر می شود از کنار «عوام بابصیرت» و «خواص بی بصیرت» به همین راحتی گذشت.

به نظر شما برچسب های دوران اعتدال کدامین واژه ها را به ویترین برچسب های این مرزوبوم خواهد افزود؟

/ 3 نظر / 29 بازدید
*ღ*مرد احساسی*ღ*

عید را بهانه کنیم تا به همه کسانی که دوستشان داریم سلامی بکنیم ، نام شما در اندیشه و مهرتان در قلب ماست . . . عید قربان بر شما مبارک ........... لطفا به منم سر بزنید

بهنام

اصولا برچسب زدن سنت حسنه ای (!) است که در بین ما جماعت با تمدن چندهزار ساله (!) خوب شیوع پیدا کرده است. یاد داستان شازده کوچولو افتادم که می گفت:"این آدم بزرگ ها موجودات عجیبی هستند. اگر کلی از اوصاف و زیبایی های یک خانه سخن بگویی درک نمی کنند تا اینکه بگویی خانه ای با فلان متراژ و بهمان قیمت. که صدای به به و چه چه شان بلند شود." ایرانی ها هم یاد گرفته اند که تا به کسی برچسب نچسبانند، اصلا نمی توانند تصور و تعریفی از آن فرد داشته باشند. ولی به محض چسبی کردن طرف(!) خیالشان راحت می شود که تکلیفشان با آن بنده ی خدا مشخص است و میدانند که باید آن فرد مذکور را دقیقا کجای دلشان بگذارند.