عمران جدید

«تضارب آراء سبب تولید نظر صحیح می شود»

امیرالمومنین علی (ع)

عمران را سالهاست که می شناسم در زمان کودکی به واسطه پیوندی نسبی و بزرگتر که شدیم در دبیرستان چند سالی را همکلاس و هم نیمکت دانش آموزی بودیم.  در دانشگاه شیمی خواند و شد مهندس شیمی در شرکتی در شهرک صنعتی لیاء.

اما عمده شهرت او نه در شیمی که در کانونی است به نام کانون قاریان اسفرورین که سنگ بنایش را در همان زمان دانش آموزی در اواخر دهه 60 در مسجدی محقر در اسفرورین بنا گذاشت و کیست که نداند که چه قاریان بنامی را تحویل جامعه اسفرورین داده است. گروه کوچکش بعد ها آنچنان در فرهنگ مهدویت پیش رفتند که کانونشان شد کانون تخصصی مهدویت استان قزوین.

 قصد ندارم بیوگرافی عمران را بازنویسی کنم که بسیار مفصلتر از اینست و هم مخاطبین اسفرورینی بیشتر و بهتر از من ایشان و تبارش را می شناسند. اما آنچه که در این سالها او بر آن حساسیت ویژه داشت جلوگیری از ورود کانون به سیاست و سیاست بازی است و در موارد متعددی جلوی کسانی ایستاد که قصد بر سوء استفاده از کانون و کانونیان و کارنامه شان داشتند و این شد یک ضربدر بزرگ و قرمز در جلوی اسم ایشان.

در این سالها یکی از مشخصه های بارز کانون جمع شدن افرادی با گرایش های مختلف در مراسم های مذهبی کانون بود آن هم در جایی که حتی هیأت های قرآن خوانی شب های جمعه اش هم بهانه ایست برای جمع شدن گرایشات هم سو.

بگذاریم و بگذریم! چون مطالب و وقایع فراتر از حوصله تایپ کلمات حقیر است. در این سالها یکی از وبلاگ نویس های فعال اسفرورینی هم عمران بود که در صفحه شخصی اش هم از دین و دینداری می نوشت و هم به عنوان شهروند سرکی به سیاست می کشید و گَه گُداری هم اسفرورینی ها را مورد خطاب قرار می داد.

تا اینکه در هفته ای پیش از این و بعد از حماسه سیاسی 24 خرداد وبلاگ ایشان به تیغ فیلتر گرفتار آمد. آن هم به چه دلیل؟! حدس قریب به یقین آنست که در پست هایی که به بی اخلاقی های موجود در عالم سیاست اشاره کرده و با نگاه اصلاحی زبان به انتقاد می گشود عامل اصلی بوده است.

اما عداه ای را برخلاف منویات مقام معظم رهبری خوش نیامد آنجا که می فرمایند:

«نباید از «آزادى» ترسید و از «مناظره» گریخت و «نقد و انتقاد» را به کالاى قاچاق و یا امرى تشریفاتى، تبدیل کرد چنانچه نباید بجاى مناظره، به «جدال و مراء»، گرفتار آمد و بجاى آزادى، به دام هتاکى و مسئولیت گریزى لغزید.» ( در پاسخ به نامه جمعی از دانش آموختگان و پژوهشگران حوزه علمیه در مورد کرسی های آزاداندیشی)

اما عده ای ظاهراً هم از آزادی بیان ترسانند و هم از مناظره گریزان و هم قصد جد دارند که انتقاد را به کالای قاچاق و در عین حال لوکس و در حد شعار تبدیل کنند و می کنند؛ لذا تیغ فیلترینگ را بر صفحه اول وبلاگ ایشان حک کردند.

موافق یا مخالف با اقوال عمران همه بر آن گواهند که ایشان همیشه کلام نورانی امیر مومنان در صدر این نوشتار را نصب العین خویش هم در کانون  و هم در وبلاگش قرار  داده و اعتقاد راسخ دارد که تمام آراء را هم باید شنید و هم باید نقد کرد و هم نقد پذیرفت که راهی به پویایی و رشد جز این نیست.

اما با چه شرایطی؟ دوست و دشمن منصف گواهند که نقادی های ایشان با تأسی به کلام مقام معظم رهبری هیچ وقت کور و بی ادبانه نبود و سعی وافر داشت که در کلام نقد اخلاق را به مسلخ نبرد و درعین حال نوشتار بی منطق و بی بنیان را به خورد خواننده ندهد آنجا که رهبری نظام می فرمایند:

«آن روز که سهم «آزادى»، سهم «اخلاق» و سهم «منطق»، همه یکجا و در کنار یکدیگر اداء شود، آغاز روند خلاقیت علمى و تفکر بالنده دینى در این جامعه است و .... بى‌شک آزادیخواهى و مطالبه فرصتى براى اندیشیدن و براى بیان اندیشه توأم با رعایت «ادب استفاده از آزادى»، یک مطالبه اسلامى است و «آزادى تفکر، قلم و بیان»، نه یک شعار تبلیغاتى بلکه از اهداف اصلى انقلاب اسلامى است. » ( همان منبع)

چه می شود کرد با کسانی که بیشتر از نوک بینی شان را نمی بینند اما ریش و قیچی قضاوت در فضای مجازی به دستشان افتاده است؟ که حتی وبلاگ یک جوانی را با میانگین 50 بازدید در روز را در گوشه ای از این مملکت تحمل نمی کنند.

به قولی باید سوخت و ساخت و البته به فکر راه های جایگزین بود بر همین اساس عمران هم وبلاگ جدیدش را راه انداخت تا بگوید نه! فریاد بزند که زمان زمانِ بستن دهان ها و کند کردن قلم ها نیست بلکه باید فریادها را شنید و جواب های قانع کننده ای داد.  

ختم کلام را با اظهارنظرهای برخی از دوستان می بندم که درباره بستن وبلاگ ایشان اظهار نظر می کردند :

- بهتر شد که بسته شد آخه بگو تو کجا و این گنده ....

- علت اینها نیست بلکه علت در پستی است که به تی تی خانوم گیر داده بود. مگر ندیدی او گفت «اگر با من دربیفتی بازنده شما هستی!

- واقعاً که! چرا اینجور رفتارهای نسنجیده را به پای نظام می نویسند؟!

-  ...

 

/ 9 نظر / 21 بازدید
رهگذر

هر از گاهي به وبلاگ آقاي رحيمي فر سر ميزدم ، وبسيار مشعوف ميشدم از قلم ايشان و اطلاعات خوبي كه در پست هايشان قرار ميدادند ،بعد از فيلتر شدن سايتشان ،باخود گفتم چرا ؟؟؟ البته جوابي كه به آن رسيدم اين بود : اگر كسي از دوستاني كه به اين وبلاگ سر ميزدند ، به نوعي آنتن نميشدند ، شايد چنين نميشد ! برادر من ( آنتن عزيز ) نكن اين كار رو....

هدیه

سلیمانی!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! فخار!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! نمکدون!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! هویج!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! ربطشو خودتون پیداکنید[متفکر]

از شاگردان

سلام بر شما فخار عزیز و سلام بر شما استاد رحیمی عزیز پیشنهادم ابنه که با این باد ها نلرزید و یه کار ادامه دهید

و.

جک سال: روحانی اصلاح طلب نیست بلکه اصول گراست.[نیشخند] این لطیفه را دوستان اصول گرا می گویند البته برای دلگرمی خودشان [قهقهه]

و.

جک سال: روحانی اصلاح طلب نیست بلکه اصول گراست.[نیشخند] این لطیفه را دوستان اصول گرا می گویند البته برای دلگرمی خودشان [قهقهه]

و.

جلیلی را ؛ ایتالیا را؛ کره جنوبی را تو خونه خودشون بردیم//// [قهقهه][نیشخند][زبان]

ج.ای

تواین روزگار حرف نزنی میگن لاله وحرفم بزنی خفه ات میکنن.چاک استادمون هستیم اخه دل رو نمیشه فیلتر کرد.بی وبلاگ اقای رحیمی اینترنت هم بوی تشنگی میده

علی آقای عزیز! سلام! متن تاثیرگذاری بود کامل و جامع نقد کردی

مهرعلیان

سلام در اینکه آقای رحیمی فر انسان بسیار وارسته ای هستند شکی نیست اما واقعآ از اقای رحیمی فر بعید بود تو وبلاگش بیاد از یه وبلاگ نویس دیگه (نقد) مطلب بنویسه تی تی خانم خودشون رو دختر معرفی کردن پس شما هم جناب رحیمی اهل کتاب و قلم ودین بهتربود به روش حدیث معروف پیامبر(ص)حدیث درآ عمل کرده و شخصیت خود را به چالش نمیکشیدی.در مورد مطلب هم که موجب فیلتر شدن وبتان شده باید بگویم بسیار به جا این اتفاق افتاده